رنج، از آنچه بر ما گذشته زاده نمیشود؛ از آنچه در درون ما ناتمام مانده است، شرو ع می شود.
هر رنج، داستانی ناتمام از یک نیاز عاطفی پاسخ دادهنشده است.
آنچه امروز به شکل اضطراب، فاصله عاطفی، خشم، احساس تنهایی یا خودسرزنشگری تجربه میکنیم، اغلب از جایی آغاز شده است که نیاز ما به امنیت، محبت، پذیرش یا دیده شدن، بیپاسخ مانده است. این تجربهها بهمرور در حافظه هیجانی ما ثبت میشوند و الگوهایی میسازند که بارها در روابط و موقعیتهای مختلف زندگی تکرار میشوند؛ گویی همان رنج، هر بار با چهرهای تازه بازمیگردد. در درمان هیجانمدار فردی (EFIT)، رنج نه بهعنوان یک ضعف، بلکه بهعنوان پیامرسانی از هیجانها و نیازهای عمیق دلبستگی در نظر گرفته میشود. زمانی که این پیامها در فضایی امن شنیده، احساس و معنا شوند، روایت ناتمام رنج فرصت پیدا میکند پایان تازهای بیابد؛ پایانی که با امنیت، خودشفقتی و تجربهای نو از ارتباط با خود و دیگران همراه است.
